عماد الدين حسن بن علي الطبري
232
مناقب الطاهرين ( فارسي )
بود . ايشان بگريختند و در ميان خلق افتادند . رسول عليه السّلام حذيفه را گفت كه : ايشان را شناسى ؟ گفت : بلى ، فلان و فلان بودند . حذيفه گفت : يا رسول اللّه ، اجازت بده تا ايشان را گردن بزنم . رسول عليه السّلام گفت : انّى اكره ان يتحدّث النّاس و يقولون انّ محمّدا قد وضع يده فى اصحابه . و نام ايشان ببرد و گفت : اين حالت پوشيده داريد . و السّلام . چون به نزديك مدينه آمدند ، حسن و حسين عليهما السّلام استقبال كردند . و هر دو را بر پيش خود گرفت و مسلمانان گرد وى در آمدند تا به در خانهء فاطمه عليها السّلام شد و ساعتى آنجا بود و از آنجا بيرون آمد و مسلمانان بر در خانه بودند . و چون در منزل خويش شد مردم متفرّق شدند . انس گويد : چون رسول عليه السّلام به نزديك مدينه آمد گفت : انّ بالمدينة لاقواما ما سرتم من مسير و لا قطعتم من واد الّا كانوا معكم فيه . قالوا : يا رسول اللّه ، و هم بالمدينة ؟ ! قال : نعم ، و هم بالمدينة حبسهم العذر . و تبوك آخر غزاهاى رسول عليه السّلام بود . و چون از تبوك بازآمد ، عبد اللّه بن ابىّ سلول به دوزخ شد .